استاد علامه جناب آقاي پروفسور سيد حسن امين رياست محترم دايره المعارف ايران شناسي و مدير سردبير مجله وزين حافظ كه سال ها در انگلستان قاضي و استاد دانشگاه بوده است بنا به دعوت دانشگاه مطالعات خارجي پكن«چين» در رشته ادبيات و حقوق به استادي ارشد دانشگاه مزبورانتخاب شد و ايران يكي از بهترين استادان خود را كه خدمات ارزنده اي انجام مي داد بطور موقت از دست داد و ايشان عازم «پكن» گرديد. استاد علامه امين در ايران دارای خدمات علمي ارزندهاي بوده اند ، اميدوارم كه هرچه زودتر پس از پايان ترم تحصيلي به ايران كه به آن علاقه زيادي دارند برگردند و شاگردان خود را از وجود علمي خود محروم نسازند.
با آرزوي آمدن زودتر استاد علامه پروفسور سيدحسن امين
شاگرد شما- محمدرضا بيگدلي
حسین بهزاد
استادحسين بهزاد، مينياتوريست معروف معاصر درماه صفر 1313 هجري قمري مطابق با سال1273 خورشيدي متولد شد. پدرش فضل الله اصفهاني، قلمدانساز و نقاش بود ودر انتخاب رنگها چنان ماهر بود كه چشم بسته رنگها را انتخاب مي نمود.استاد بهزاد از 7 سالگي وارد كارگاه پدرش و پس از چندي به كارگاه ملاعلي قلمدانساز رفت و چنان مينياتورهاي عالي ساخت كه مشتريها فقط كارهاي اورا خريداري كردند.
در18 سالاگي كارگاه جداگانه ساخت و به كپي كردن از روي آثار استادان بزرگ گذشته مشغول شد.
استاد بهزاد، پس از كمال الدين بهزادهراتي، بزرگترين استاد مينياتور است، اما عده اي اعتقاد و احترام خود را باو و به هنر بي نظير و ارزنده اش تابدان پايه مي رسانند كه مي گويند بايد وي را به پاره اي ازجهات برتر از بهزاد هراتي دانست.
ملك الشعراي بهار قطعه اي در وصف هنربي نظير استاد حسين بهزاد سروده و گويد:
حسين رادكش بهزاد، نامست،
كمال الدين بهزادش، غلامست
استادحسين بهزاد، درطول عمر خود دوبار به اروپا رفت. اين هنرمند بزرگ در شب21 مهرماه 1347 جهان را بدرود گفت وبا مرگ خود عالم هنر را داغدار ساخت.
ايرج ميرزا
ايرج ميرزا ، ملقب به جلال الممالك، فرزند غلامحسين ميرزا صدرالشعرا و پسربرادر فتحعليشاه قاجار بسال 1290 در شهر تبريز بدنيا آمد.
وي تحصيلات فارسي و عربي را در تبريز انجام داد وزبان فرانسه را آموخت و مورد تشويق مرحوم حسنعلي خان اميرنظام گروسي قرارگرفت. چندسال بعد باقوام السطنه كه درآن روزگار به لقب«دبير حضور» خوانده مي شد مسافرتي به اروپا نمود و پس از دوسال مراجعت كرد.
دتر نوزده سالگي وارد خدمت دولتي شده ابتدا در گمرك مشغول بكار گرديد سپس به رياست كابينه وزارت معارف و رياست دفتر ايالتي آذربايجان و معاونت حكومت اصفهان منسوب گشت و سرانجام به معاونت ماليه خراسان نائل آمد.
ايرج ميرزا در اواخر عمرسفري به اروپا كرد وس از بازگشت درتهران درسال1304 شمسي بمرض سكته قلبي درگذشت. ايرج در ده سال آخر عمر خود درشعر سبك خاصي اختياركرد، افكار تاره و مضامين نورا درشعر واردكرد. از آثار ايرج مي توان مثنوي هاي زهره و منوچهر و عارف نامه را نام برد.ايرج ميرزا دركنار قبرظهيرالدوله در تجريش بخاك سپرده شده است. اين شعر زيبا از اوست:
مادر
گويند مرا چو زاد مادر پستان بدهن گرفتن آموخت
شبها برگاهواره ي من بيدار نشست و خفتن آموخت
لبخند نهادبرلب من برغنچه ي گل شگفتن آموخت
يك حرف و دوحرف برزبانم الفاظ نهاد و گفتن آموخت
دستم بگرفت و پابپا برد تاشيوه ي راه رفتن آموخت
پس هستي من زهستي اوست تاهستم و هست دارمش دوستانوري
اوحدالدين محمدبن انوري مقلب به حجه الحق در قريه بدنه از ولايت ابيورد به جنب مهنه دشت خاوران خراسان تولد يافت وبهمين جهت ابتدا در شعرخاوري تخلص مي كرد. انوري در جواني در طوس به تحصيل همت گماشت و علاوه بر ادبيات، در رياضي و فلسفه و حكمت نيز مهارت يافت. به آثار ابوعلي سينا علاقه بسيارداشت و بعضي از آنها را به خط خودنوشت. بسال542 هجري كه سلطان سنجر براي باردوم بخوارزم حمله كرد تا آتش عصيان خوارزمشاه را برطرف سازد نوري رابا خود همراه برد.
درسال 547 هجري كه تركان غز سربطغيان برافراشتند و سلطان سنجر را مغلوب و گرفتار وبلاد خراسان را تارو مار كردند انوري نيز مانند عده زيادي از فضلاي عصر دچار خوف و پريشاني شد و فجايع اعمال مهاجمين را بچشم خويش ديد و به دشواري جاني بدربرد و سالهاي بعد از اين واقعه خونين زندگي كرد و در دربارشاهان و امراي سلجوقي مانند امراي بلخ و طغرل بن ارسلان در ارتباط باقي ماند وبه اغلب شهرهاي خراسان مسافرت كرد ومدتي در بلخ اقامت گزيد و بمناسبت هجويه اي كه برضد مردم بلخ نوشته شده بود و نسبت آن را بانوري مي دانند معروض تحقير گرديدو زحمتهائي ديد.
يكي از مهمترين اتفاقات زندگي انوري، پيشگوئي وي و بطلان آن است، چه وي باستناد اقتران سيارات ششگانه هفت سياره غير از زهره در برج ميزان، پيشگوئي كرد كه در20 جمادي الاخر سال582 هجري قمري ويا ماه رجب همين سال، جهان در اثر طوفان و وزيدن بادهاي سخت بنابودي و ويراني كشيده خواهدشد؛ و مردم هم از اين خبر به وحشت افتادند و خانه ها را گذاشته به دشت و هامون گريختند. ولي از بدي اتفاق در آن روز اثري از باد آشكار نشد و برگي از جاي نجنبيد.
پس انوري معروض هجوو استهزاء مردم واقع گشت وبناچار مرو را ترك نمود. نخست به نيشابور وسپس به بلخ رفت و گويا بعد از اين واقعه پيشه شاعري را ترك كرده واز معاشرت مردم كناره جست و گوشه گيري اختيار نمود. انوري را مي توان بزرگترين قصيده سراي ايران ناميد. در تاريخ وفات انوري اختلافست ولي گويا در حدود587 وفات يافت.
شاه اسماعيل صفوي
شاه اسمعيل صفوي مشهور به بهادر پسر سلطان حيدر و عالم شاه بيگم دختر اوزن حسن است كه در892 هجري قمري متولد شد. وي هنگاميكه پدرش درسنه 893 درجنگ با شروانشاه و آق قويونلوها كشته شد بيش از يكسال نداشت. لذا شاه اسمعيل و دوبرادرش در دست سلطان يعقوب پسر اوزون حسن آق قويونلو گرفتار و اسرگشتند ولي چون مادرآنها خواهر يعقوب بود آن سلطان از ريختن خون ايشان درگذشته آنانرا به استخر فارس تبعيد كرد.
شاه اسمعيل در13 سالگي رياست مريدان صفوي را بدست آوردودرسنه 907 هجري قمري درشهر تبريز به تخت سلطنت ايران نشست و تاج شاهي برسرنهاد. اين پادشاه مذهب شيعه ي جعفري اثني عشري را مذهب رسمي ايران قرارداد.شاه اسمعيل براي حفظ انتظام و ايجاد قواء انتظامي سپاه معروف قزلباش را تشكيل داد كه عبارت بودند از هفت ايل: شاملو- استاجلو- بهارلو- ذوالقدر- قاجار- افشار- تكل لو.از جنگهاي معروف شاه اسمعيل مي توان جنگ چالدران را نام برد. دراين جنگ چون سپاه عثماني مجهز به توپ و تفنگ بودند سپاه ايران شكست فاحشي خورد و جنگ بنفع سلطان سليم پادشاه عثماني تمام شد. از جنگهاي ديگر اين پادشاه مي توان به ترتيب: جنگ بات فرخ سيار شيروانشاه معروف بجناني(906) جنگ با الوند بك در شرور(907). جنگ با سلطان مراد آق قويونلو نزديك همدان(908) و جنگ با شيبك خان نزديك مرو(916) را نام برد.
دربار شاه اسمعيل كانون هنرمندان وشاعران بود. از جمله مي توان ماني شيرازي را كه از نقاشان چيره دست زمان بود نام برد.شاه اسمعيل گاهش شعر مي سروده و خطائي تخلص مي كرده است. اين مطلع در تحفه سامي بنام او نوشته شده است.
بيستون ناله ي زارم چو شنيد ازجا شد
كرد فرياد، كه فرياد دگر، پيدا شد
شاه اسمعيل در سراب آذربايجان در روز شنبه 19 رجب سال 930 هجري به بيماري سل يا مرض حصبه در38 سالگي فوت كرد و جنازه اورا به اردبيل ودر مقبره ي شيخ صفي الدين اردبيلي دفن كردند.